مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

826

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

إنّك أحقّ من أحدث في الإسلام ما ليس فيه ، أمّا إنّك لا تدع سوء القتلة ، وقبح المثلة ، وخبث السّيرة ، ولؤم الغلبة ، ولا أحد من النّاس أحقّ بها منك . فشتمه ابن زياد وشتم الحسين وعليّا وعقيلا ، فلم يكلّمه مسلم ، « 1 » ثمّ أمر به ، فأصعد فوق القصر لتضرب رقبته ، ويتبعوا رأسه جسده ، « 1 » فقال مسلم لابن الأشعث : واللّه لولا أمانك ، ما استسلمت ، قم بسيفك دوني ، قد أخفرت ذمّتك . « 2 »

--> ( 1 - 1 ) [ لم يذكره في نفس المهموم وحكى بدله عن المسعوديّ ] . ( 2 ) - اما مسلم كه محمد أو را به كاخ برد وبر عبيد اللّه وارد شد وگفت : « من به أو أمان دادم . » وخبر واقعه وأمان به أو داد . عبيد اللّه گفت : « تو چه هستى وأمان تو چيست ؟ ما تو را براي اين نفرستاديم كه به أو أمان بدهى . ما تو را فرستاديم كه أو را نزد ما جلب كنى . » محمد هم خاموش شد . أو را بر ابن زياد داخل كردند . أو بر ابن زياد درود نفرستاد وأمير خطاب نكرد . نگهبان به أو گفت : « چرا بر أمير سلام نمىكنى ؟ » گفت : « اگر بخواهد مرا بكشد ، چرا بايد به أو سلام كنم . واگر نخواهد مرا بكشد ، سلام بسيار بر أو خواهد بود . » ابن زياد به أو گفت : « به جان خودم كشته خواهى شد . » گفت : « چنين بايد باشد . پس بگذار كه من وصيت خود را به قوم خود بكنم . » گفت : « بكن ! » مسلم به عمر بن سعد گفت : « ميان من وتو يك نوع خويشى وقرابت است . من حاجتي دارم . مىخواهم يك راز را به تو بسپارم » . عمر بن سعد حاضر نشد . ابن زياد به عمر گفت : « از قبول آن خوددارى مكن كه أو پسر عم تست . » عمر برخاست وبا أو خلوت كرد . مسلم گفت : « من در شهر كوفه هفتصد درهم وأم گرفتم واين وأم از هنگام ورود تاكنون بر ذمهء من مانده است . تو دين مرا ادا كن . بعد از قتل هم جسد مرا نگاه كن واجازهء دفن مرا بگير ومرا به خاك بسپار ويك پيك نزد حسين روانه كن كه أو را از آمدن ( به كوفه ) منصرف كند . » عمر بن سعد به ابن زياد گفت : « أو چنين وچنان گفته است . » ابن زياد گفت : « مرد امين هرگز خيانت نمىكند وممكن است به مرد خائن هم اعتماد شود ( كه تو باشى ) ؛ اما دارايى أو كه مال أو مىباشد وهرگونه كه مىخواهى در آن تصرف كنى آزاد ومختار هستى . اما حسين اگر أو ما را قصد نكند ، ما أو را قصد نخواهيم كرد واگر أو ما را قصد كند ، هرگز از أو صرف‌نظر نخواهيم كرد . اما جسد أو شفاعت تو را دربارهء تن مرده أو قبول نخواهيم كرد . اگر ما أو را بكشيم ، هرچه نسبت به جسد بكنيم ، باكى نخواهد بود . » -